الشيخ رسول جعفريان

1013

رسائل حجابيه (فارسى)

مقاله‌اى است كه در يكى از اين مطبوعات عليه حجاب نوشته است . انتشار آن مقاله پس از اقدام فدائيان اسلام در ممانعت از ورود زنان بىحجاب به مسجد سلطانى به چاپ رسيده و ضمن آن ، انتقادهايى از حجاب و اعمال انجام شده توسط فدائيان صورت گرفته است . وى تك‌تك عبارات و ادعاهاى آن مقاله را نقل و در عين آن‌كه جواب استدلالى داده ، به شدت به نويسنده مىتازد و حتى به صورت تلويحى تهديد كرده ، سخن از لزوم قيام خونين براى برانداختن اين فتنه و فساد مىكند . تفصيلىترين بحث استدلالى وى دربارهء آيهء « لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ » است كه نويسندهء آن مقاله ، دلالت آن را بر حجاب انكار كرده است . يك عبارت آن مقاله چنين بوده است كه « اين حجاب ننگين ، نه شرعى است و نه عرفى » ! پيداست كه اين عبارت تا حد مىتوانسته نويسندهء كتاب را خشمگين كرده باشد . حملات كاشانى به وضعيت ناهنجار فرهنگى و سياسى كشور ، به درستى نشان از آن دارد كه مولف سخت شيفتهء نواب صفوى و فدائيان اسلام است . عبارات وى در وصف اوضاع اسف‌بار آن جامعه نشان از عمق ناراحتى و نگرانى او دارد : « فعلا پستى و وقاحت ، بىدينى و خيانت ، به سرتاسر اين خراب شده سايه افكنده است . . . اينجا كشور عجايب المخلوقات است ؛ سگ‌ساران است ؛ ولى سنگ را بسته و سگ را رها كرده‌اند . » در آن مقالهء ضد حجاب آمده بوده است كه روز هفدهم دى ، روز رستاخيز بانوان است و در اين روز است كه « قدم اصلاحى مهم و اساسىترى كه شاهنشاه با كمال مهارت برداشته‌اند » و پرسش مؤلف بر اين‌كه « سبحان الله ! اگر بانوان رستاخيز فرمودند ، پس مهم‌ترين قدم اصلاحى شاهنشاه چيست ؟ و اگر شاهنشاه پيش قدم شدند ، رستاخيز بانوان كدام است » ؟ يك نمونه از تحليل وى دربارهء مبارزه ، كه طبعا مواضع او را به اسلام انقلابى فدائيان نزديك نشان مىدهد - گرچه ادعا مىكند آن‌ها را نمىشناسد ! - اين عبارات است : « اينجاست كه هر شخص با وجدانى ، بايد از صميم قلب بر روح آن جنايت‌كارانى كه تخم بىدينى و بىعفّتى را در زمين دل‌هاى مردم اين سرزمين افشاندند ، لعنت كند . اينجاست كه بايد از سويداى دل و از سوز دل ، بر روان آن خيانت‌پيشگان خارجى نفرين كنيم كه چون ترقّيات روز افزون مسلمين قرون ماضيه را در علوم و فنون عديده ، مانع از آقايى و سرورى خود ديدند ، كمر همّت را براى تخريب روحيهء آن‌ها بسته ، بناى دين‌سازى و تفرقه‌اندازى بين مسلمين گذاشته و تا آنجا كه ممكنشان بود ، به وسيلهء تبليغات مسموم و ساختن روحانيون مصنوعى و عروسك‌هاى سياسى و تأسيس مدارس و مريض‌خانه‌هاى مرموز و تفكيك دولت‌ها و سلطنت‌هاى اسلامى از ايجاد هرگونه نفاق و شقاق و فرود آمدن ضربت‌هاى غير قابل التيام بر پيكرهء عقايد و وحدت مسلمين و جلوگيرى از نفوذ و تعميم